نوگرایی!
وقتی مو شکافانه به این مسئله توجه کنیم درمیابیم که امریست حیاتی والزامی
که حتا درمورد چیزهای جزیی که ما به انها کوچکترین توجه نمیکنیم مهم است
مثلا دمپایی که چیزیست بسیار جزی از نظر سطحی بعد از چند مدت باید کنار
گذاشته شود ودمپایی نو استفاده کنیم در غیر این صورت باعث ازار واذیت پا میشود
واگر بخواهیم بیش از عمرمفید ان استفاده کنیم باعث درماندگی میشود یعنی میبینی
تووسط خیابون پاره میشه که با هزار زحمت بتونی خودتو به کفش فروشی برسونی
که بدتر از اون اینه که کفش فروشی دراون حوالی نباشه یا حتا پول توجیب شما نباشه
اونوقته که نمیدونی چی باید بکنی خوب وقتی میبینیم نوگرایی درمورد مسائل جزیی اینقدر
مهمه واجباری حتما درمورد مسائل مهم همانند فردی که تقریبا شصت وهفتاد درصد تصمیمها
مملکتی با اجازه او باید گرفته بشه چقدر مهم والزامیست رک وپوست کنده حرفمو میزنم وحاشیه
نمیرم شاید خیلی ازشما فهمیدی باشید منظورم کیه بله ریس شورای نگهبان که حدود
هفتاد هشتاد سالشه ایشون باید خدشون بدوند که مغزشون قدرت تصمیم گیری درست
ودقیق را ندارد چون مغز ادم هم مثل دمپایی یه عمر مفید داره و کار کشی بیش از حد توان
ان باعث درماندگی میشی که درماندگی از این نوع تفاوتهای بسیاری نسبت با درماندگی اول
داره که در بعضی مواقع راه برگشتی برای درماندگی عقلی وجود نداره اینم میدونم که شاید
عده ای از شما بگین ایشون تجربه دارن و نمیشه هرکس را به عنوان ریس شورا نگهبان انتخاب
کرد منم موافقم که هرکسی را نمیشه برای ریس شورای نگهبان انتخاب کرد ولی یه چیز دیگه
هم هست که هر فرد که بدنبال کسب تجربه باشه بطور مفید بین بیست تا چهل وپنج سالگی
تجربه کافی ومفید را بدست میاورد واین تجربه را میتونه از چهل وپنج سالگی تا نهایتا شصت سالگی
به طور مفید در اختیار دیگران قرار بده ولی ایشون سنشون بالای هفتاد ساله البته من سن دقیق
ایشون را نمیدونم ولی با این حال توان پردازش واستخراج تجربه های خویش رابه طور درست ندارد
وتا زمان دیر نشده باید به فکر نوگرایی در تمام سیستم کشور باشند وگرنه روز به روز وضع بدتر
میشود وزمانی میرسدکه راه بازگشتی برایشان باقی نمیماند!!!
نتیجه این که مملکت دست مشتی از کار افتاده با چرخهایی شکسته روزی ازحرکت باز می ایستد.


