نمی دانم تا حالا با چند نوع گدا روبرو شدید ؟ تو شهر ما که هر ده قدم که میری یک گدا واساده و پول میخواد تازه اگه اونا هم نیاند گداهای همیشه آماده و همیشه بیدار و فعال کمیته امداد جلوی آدم سبز میشند ! امروز با یک گدا روبرو شدم که واقعا طرح جالبی داشت برای گدای حتما می پرسید چه طور؟ خوب خیلی ساده به هم نزدیک شد گفت : می بخشید من گدا نیستم من مسافر هستم که کیف پولم را زدند و الان هیچی پول ندارم بعد برای اثبات حرفش یک کارت جانبازی در آورد و نشان داد !من با خودم شک کردم که آخه اگه کیف این بنده خدا را زدن پس چه طور کارتش هست ! به رو خودم نیاوردم پول کامل یک بلیط را بهش دادم و گفتم برو اما جالب اینجا بود که حدود نیم ساعت بعد که داشتم میگزشتم همون بنده خدا رو دیدم که جلوی یکی دیگه رو گرفته.........! منظور من از نقل این داستان این نبود که یک خاطره یا یک داستان تعریف کنم بلکه می خواستم یک نتیجه بگیرم.
برای من که این خیلی وقته سواله برای شما نمی دونم!؟ که اخه چرا مملکتی که پول نفتش سر به فلک میزنه و همه نوع معدن را در زمین حاصلخیز خود داره باید اینقدر شغل های کاذب وجود داشته باشه و خیلی ها بیکار باشند و از بیکاری مجبور به گدایی و خود فروشی و هزار کار دیگه دست به زنند و یک دلال به راحتی پول در بیاوره بدونه اینکه یک قرون مالیات بده ؟ اما اگه یک بنده خدای به خواد یک کار تولیدی به زنه اینقدر مالیات به هش می بندن که یارو آخر سال هشتش گرو نهش باشه! اما سوال من باز هم در مورد این نیست که چرا سنگ جلو پای تولیدی ها میریزند سوال من اینه که چرا کشور های اروپای با اینکه به قول سران مملکت ما فساد و بی بند و باری در اون کشور ها موج میزنه این همه پیشرفت میکنن ؟ اما مملکت ما که یک مملکت اسلامی هست این قدر .... آخه چرا با اینکه مردم اینهمه برای اهالی بم کمک بلاعوض کردن اما حالا که می خوا براشون خانه بسازند میگن خانه های قسطی با سود .... آخه چرا و چرا های دیگر اگه به خوام از این چرا ها بگم خیلی می تونم به گم
منتظر جواب های شما هستم


